ميرزا حسن حسينى فسايى

813

فارسنامه ناصرى ( فارسى )

به نواب و الا مؤيد الدوله رسيد و در آن وقت شجاع الملك و همراهان او براى رزم با انگليس از شيراز حركت كرده در درچنار راه‌دار « 1 » دو فرسخى شيراز بود و نواب معزى اليه به او فرستاد كه از راه فيروزآباد بر جناح تعجيل به جانب بوشهر رود و حكم فرمود كه رضا قلى خان سرتيپ فوج عرب كه در كازرون بود ، در اطاعت او شود و نيز حكم فرمود كه محمد قلى خان ايلخانى « 2 » با سوار و فوج قشقائى كه در نواحى دشتى توقف داشت به شجاع الملك ملحق گردد و واقعه را به طهران اظهار داشت و خود در جمع‌آورى سپاه و آمادگى سيورسات كوشش نمود و از آن خبر هيچ لغزشى براى اهالى فارس نگشت ، حاجى قوام الملك و بزرگان فارس در خدمت نواب مؤيد الدوله رخصت مدافعه با سپاه انگليس را بخواستند كه از جان و مال در راه دين و دولت دريغ نداريم و به مصلحت وقت ، استدعاى آنها قرين اجابت نيامد ، پس بزرگان فارس مقرر داشتند كه به وسيله‌هاى ديگر در راه دين و دولت كوشش كنند و حاجى قوام الملك و مقربان حضرت شاهنشاهى ، آقا ميرزا محمد فسائى « 3 » و حاجى محمد هاشم خان امير ديوانخانه عدليه و آقا ميرزا نعيم نورى شيرازى هريك به قدر رتبه خود تعهد مقدارى غله و علوفه براى سپاه منصور كرده ، به عهد خود وفا نمودند و مصطفى قلى خان اعتماد السلطنه مير پنج با دو فوج سرباز قراگوزلو و چهار ارابه توپ در بندر كنگ « 4 » فرسخى بندر لنگه توقف داشت كه در بيستم ربيع اول كشتى جنگى انگليس كه دريابيگى و همراهان او را از بوشهر به بندر بمباى مىبردند چون به محاذات اردوى مير پنج رسيد ، چندين گلوله توپ رها كرده ، اردو از برابر كشتى خود را در پشت تلى رسانيده ، آرام گرفتند و به مشاورت امناى دولت ، سپهسالارى و سردارى كل سپاه ظفرپناه را در كف كفايت جناب فخامت نصاب امير الامراء ميرزا محمد خان قاجار سركشيك‌باشى « 5 » گذاشتند و مقرب الخاقان فضل على خان امير تومان قراباغى « 6 » را كه در لشكركشى عديل نداشت و مردى سالخوردهء جنگ ديده بود به مصاحبت او روانه بوشهر داشتند و روز چهارم جمادى اول اين سال « 7 » چهار ارابه توپ و شش فوج سرباز و بسيارى از سوارهء شاهسون و شكى و نانكلى و ساير طوايف از طهران به جانب بوشهر حركت نموده ، در ماه جمادى دويم اين سال [ 1273 ] : وارد شيراز گرديدند و چون زمان بارندگى و برف و باران بود به اجازه و اذن علما ، در عمارات مساجد نزول نمودند و محمد ابراهيم خان سهام الملك نورى سرتيپ با سه فوج سرباز اصفهانى به اردوى اعلا پيوست و چون مقرب الخاقان مهر على خان شجاع الملك « 8 » از

--> ( 1 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 10 ، ص 727 ، ناسخ التواريخ ، ج 4 ، ص 259 ، حقايق الاخبار ، ص 203 . مرحوم فرصت الدوله مىنويسد : ( از دروازه كازرون بيرون رفته مقدار دو فرسنگ گذشته به كاروانسراى چنار رسيدم كه آن را چنار راهدار نيز مىگويند و بنايش از مرحوم محمد قلى خان ايلخانى است و قريب به آن سرا پلى است ) آثار العجم ، ص 272 . ( 2 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 10 ، ص 727 . ( 3 ) . در روضة الصفا ، ج 10 ، ص 728 ، از او نام برده نشده است . ( 4 ) . به ضم اول ، قصبه بندر لنگه ، سمينار خليج فارس ، ص 138 و 139 . ( 5 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 10 ، ص 729 ، ناسخ التواريخ ، ج 4 ، ص 262 . ( 6 ) . ر ك : روضة الصفا ، ج 10 ، ص 729 ، ناسخ التواريخ ، ج 4 ، ص 263 . ( 7 ) . برابر با 30 دسامبر 1856 . ( 8 ) . همان مهر على خان شجاع الملك است . ناسخ التواريخ ، ج 4 ، ص 265 .